به نام خالق خوبی ها
نمی دونم شاعر،عاشق،عارف کیه می گه از هرچی بدت بیاد سرت می یاد حکایت این دوست من،هرچی من
جک وجونورا رو دوست دارم ،دوست من بدش می یاد. خونه ما ام که آآآآآآآآآی پر انواع مختلفشون چند وقت پیش که وسط خیابون کیفش باز کرد بعدشم پرت کرد وسط خیابون توش یه بچه مارمولک بود کلی با با نرمی و لطافت درش آوردم بیرون گذاشتمش لب پنجره بانک.
دیروز پریروزم باز رفته در دستشویی باز کرده یه جیغ خیشخراشمایی زد نگو یه بچه قورباغه دیده اومده می گه یه دایناسور تو دستشویی می خواستم نگهش دارم یه چند روز نذاشت
.
وقتي اسمعلي مي ياد همه از عدلش مي گن۲۱رمضان كه مي شه عزا مي گيرن علي رفت عدلشم رفت حالا رو زمين خودمون،شايد همين نزديكي ها يه مردي هست با عدل علي مي گن نمي ياد چون ما منتظرش نيستيم!!!
بالاخره از محصولات باغچه کوچیک خونمون تونستیم برداشت کنیم سبزیامون می گم خیلی خوشمزه بودن یعنی اصلا مزشون فرق داشت.
تو این چند روز یه چیزی فهمیدم یه اشکال خیلی بزرگ داشتم تو زندگی اونم اینکه وقتی یه اتفاقی می افته یا یه چیزی که باید دربارش تصمیم بگیرم فقط درباره اون یه موضوع فکر می کنم حالا اگر خوب باشه که هیچی ولی فکرش بکن اگر بد باشه بیا درسش کن... اینقدر فکر می کنم که اصلا یادم می ره باید تصمیم بگیرم.البته الان تو ترکم![]()
یه استاد دارم خیلی دوسش دارم چند روز پیش باهاش کلاس داشتم آخر کلاس داشتیم صحبت می کردیم درباره پیدا کردن دلایل منطقی که تا چه حد لازم یکیش درس خوندن بود من دلیل پیدا کردم بالاخره اونم منطقی منتها استادمون خیلی با حاله آخرش گفت اصلا اگر فکر می کنی کار بیهوده ای عیب نداره یه ذره از این کارای بیهوده انجام بده
.فکر کنم بنده خدا خسته شد اینقدر باهاش بحث کردم.
دیگه اینکه شبای قدر ما رم دعا کنبد به قول یکی از دوستام اول برای دیگران دعا کنید بعد برای خودتون تا دعاتون مستجاب بشه![]()
با يك روز تاخير تولد امام حسن مجتبي رو تبريك مي گم ![]()
ديشب دانشگامون به همين مناسبت جشن داشت با اينكه از اول مراسم با دوستام سالن گذاشته بوديم تو سرمون ولي آخراش خيلي دلم گرفته بود بدجوري هواي بقيع رو كرده بودم همينطور كه مداح مراسم از مدينه وبين الحرمين مي گفت از چشمام اشك مي ريخت.اي خدا يعني من دوباره كي مي رم اونجا؟؟؟؟
.تو شباي عزيزي هستيم ان شا الله كه نماز روزه هاتون قبول باشه اگر قرآن مي خونيد يه پيشنهاد كنم معني سوره ضحي رو حتما يه نگا بندازيد.
به نام خالق خوبي ها
مرد آويخته بر دار در سكوت در بالاترين فرياد
گويا بي گناه ترين مرده آويخته بر دار است
بي نشانه دارترين را ييبن اينك نشانه دارترين است
آنان كه روزگار عمرشان را در خلوتي بودند
آنگاه كه با خطايي حكم مرگ برايشان جاري شد تمام نگاه ها را به سوي خود خواندند.
به نام خالق خوبي ها
روي بنهاده است
بر دره ودشت
با باران هاي طولاني
پاييز از پس روزهاي گرم ودراز
آمده به مهماني
زين سو يك تن از راه باريك كوهسار مي آيد
زآن سو رمه ها در چرايند
پاييز عروس عرياني فصل هاست
جشن حضورابرها وقله هاست
نرمش سنگ هاي تركيده تابستان است
پاييز با ترانه هايش
هنگامه جشن خرمن هاست.
حمیدرضا بناساز نوائی
به نام خالق خوبی ها
خیلی وقت بود کتابی نخونده بودم که برام فضای زندگیم کلا عوض کنه،حس کنم کلا با آدمای دیگه زندگی می کنم و احساساتشون که اونقدر خوب توی کتاب توصیف شده بتونم درک کنم کتاب کلبه عمو تم که تمام زندگی و احساسات برده ها رو توصیف می کنه یه برده سیاه وفادار،برده مادر،برده شوهر،برده ای که از شرایطش راضی و حتی برده ای که پر از استعداد و نبوغ.
یادم توی یکی از کتاب های ادبیات دبیرستان یه قسمتی از این کتاب نوشته بودند که آخر سرنوشت شخصیت اصلی که فکر کنم شاید بتونه انگیزه ای باشه که تمام کتاب بخوای بخونی.