تبليغاتX
Massy اندیشه پاک
اندیشه پاک
مثل سنگینی یک نگاه مبهم بر جان،دنیا را به رنگ چشمانت مبین دختر سیاه چشم
چهارشنبه 1386/04/27
پارسال این موقع1
 

به نام بزرگ خالق خوبی ها

این روزا مدام با خودم پارسال همین موقع رو مرور می کنم گرچه یادآوری

سفر به مدینه خاطرات تلخ قبل از رفتنم و تاثیرش روی هفته اول سفرم

رو یادم می یاره  ولی نمی تونم منکر شیرینی حسم بشم وقتی پشت

گوشی  به مامانم گفتم الان روبری حرم پیامبرم و شاید همون موقع باور کردم

که کجا اومدم.

خاطره قشنگ پذیرایی عربا روز اولی که رفتم زیارت وتعهد دادنم توی مسجد

النبی و انگشت زدن زیر متن عربی که نمی دونستم اصلا چی نوشته واسه اینکه


فقط دوربینم پس بگیرم.

دیدن بقیع و در ک مظلومیت به معنای واقعی از پشت نرده ها (یادم نمی ره مدام

 به این فکر می کردم این امامای معصوم غریب ترن یا امام رضا)

و بدجنسی های بهایی ها در حق شیعیان و آزار و اذیتاشون وقتی که صبح ها می

خواستیم کنار بقیع دسته جمعی زیارت حضرت امین  بخونیم و مدام از این می ترسیدم

 که مبادا رو حانی کاروانمون رو با باتوم بزنن. یکی خاطره انگیز ترین ها روز پروازم بود،

 روز ولادت حضرت فاطمه(س)که قبل از قرعه کشی خوابش رو دیده بودم...

و بالاخره لحظه وداع  که از سر شوقی که واسه رفتن به خونه ی خدا داشتم خیلی

برام سخت نبود (گرچه روز قبل از رفتن موقعی که کاروان های قبلی می خواستن

برن منم تقریبا خدا حافظی کردم)ولی الان دلم لک زده واسه تمام لحظه های قشنگ

زیارت  و نماز ها ،دعاها  حتی برای همسفرام ،هم اتاقی هام، برای لذت خوندن نماز

 توی مسجد شیعیان بعد از اون همه نمازهای جماعت با سنی ها و مهمون شدن به

 سفره امام حسن مجتبی و خیلی چیزای دیگه .

نوشتن از میقات کاری نیست که از عهده توصیف من بربیاد ولی دروغ نیست اگر بگم

اونجا رو  به اندازه خونه ی خدا دوست دارم(اگر دوست دارید بیشتر بدونید کتاب حج دکتر

 علی شریعتی رو می تونید بخونید). 

ان شاالله قسمت بشه تمام کسایی که دوست دارن برن

+ نوشته Massy
شنبه 1386/04/23
مناجات
به نام بزرگ خالق خوبی ها

من ملک بودم وفردوس برین جایم بود     آدم آورد در این دیر خراب آبادم

پرودگارا ...

آگاهی که چه عاشقانه دریا را نگریستم،و تلالو انوار خورشید روی امواج آن

 هنگام غروب زبانم را جز به ستایش و اظهار عشق نگشود و غرق زیبایی

 خالق زیبا آفرینی شدم که سبزی برگان درختان سبز را به اراده خویش به

 دست باد سپرده تا شاید بنده ای چون من غرق در مستی این زیباییها شود....

وباز نشانه ها:نشانه ها به عدل و آگاهی و حکمت تو چه بسیار ونشانه ها به

جهل ونا عدالتی بندگانت چه آشکار  که ای محبوب من،معبود من،شنوای تمام

 سخنانم وصبور بر تمام نادا نی هایم جز قادری به نام تو نمی شناسم که از او

 طلب عفو بر بندگانش را کنم که بخشنده ای جز تو نمی شناسم که از او طلب

 بخشایش کنم و عالمی جز تو نمی شناسم که بی هیچ شرمی در حضورت اظهار

 نادانی کنم.

مطلقی جز تو نمی بینم که بر او تکیه کنم که نه بر  تنهایی خویش که این حس

تنهایی ثمره ی غفلتی بیش نیست،شاهدی بر غریبی آدم و بنی آدم چگونه گریستم.

صادقانه!صادقانه سپاس می گویم که سخاوتمندانه فرصتی دیگر دادی تا

با تکیه بر وجودت شاید به جایگاه اول خویش بر گردیم ،شاید...
-----------------------------------
چند روز دیگه می شه یه سال یعنی می شه روز پروازم

فقط خودش می دونه که چقدر دلم برای کعبه تنگ شده.

+ نوشته Massy
چهارشنبه 1386/04/13
تبريك
 

به نام بزرگ خالق خوبي ها

ولادت با سعادت بانوي دو عالم حضرت فاطمه (س) رابه همه تبريك مي گم.

روز مادر هم اول به مادر خودم بعد به تمام مادرها ي خوب و مهربون تبريك مي گم.

گرچه خودم رو آدم قدرشناسي نمي دونم ولي به خاطر اينكه مامان گلي دارم كه

هيچ كس ديگه نداره خوشحالم

خدا تمام مادرا رو واسه بچه هاشون نگه داره.

 

+ نوشته Massy
سه شنبه 1386/04/05
لوله کشی دانشجویی
به نام بزرگ خالق خوبی ها

نه اینکه وقتی مستاجری همه کارات رو صابخونه با ید انجام بده و  صابخونه ی ما

چون بلد نیست کارای لوله کشی رو انجام بده ما باید واستیم تا یه روز یه ساعت

یک بعد از ظهرُ لوله کش بیاد تا از دست چیک چیک لوله آب ظرفشویی راحت بشیم

و آب گرم دستشویی رم بعد از مدتها بسته بودن شیر اصلی دوباره به دست بیاریم.

اما به ساعت جناب لوله کش انگار هیچ وقت ساعت یک نمی شه و هر آدمی یه

 میزان طاقت داره ممکن تصمیم بگیره به قیمت حتی بدتر شدن وضعیت از اینی که

هست خودش دست به کار شه (گرچه یه دفعه همخونه ایم خونش به جوش اومد اما

چون نتونست راه دست پیدا کنه مهره شلنگ دستشویی رو از زیر باز کنه بی خیالش

 شد)تا جایی که کل دستشویی رو از بیخ و بن بکنه و قطعاتش رو تا جایی جدا کنه 

 که راه دست پیدا شه حالا که را ه دست پیدا شده از شدت جرم گرفتگی مهره

 مگه باز می شه اینجاست که با استفاده از جرم گیر می تونی یه نفس راحت بکشی

 وکلهم با عوض کردن شلنگ دستشویی تا آخر مستاجریت راحت نفس بکشی.

چه طوری عوض کردنه شیر آب ظرفشویی بماند که چقدر تو سر شیر آب بدبخت زدیم

واسه باز کردن این مدل عجیب غریب شیر آب چه راه ها که امتحان نکردیم نهایتا از

 صاحب مغازه لوازم لوله کشی پرسیدیم چه جوری باز می شه گرچه کار از کار گذشته

بود ...

بالاخره همش درست شد

---------------------------------------------------------------------------------------------

به غیر از موقعی که دبستان می رفتم و یه بار با یه آقای پلیس که تو ی خیابون خونه ی

پدربزرگم شیفت داشت دوست شدم یادم نمی یاد دیگه با این جماعت آنچنان سرو

کاری داشته بوده باشم.تا الان که شاگردم یه آقای جناب سروانه این مدل شاگردم

واسه خودش تجربه است.

 

+ نوشته Massy