تبليغاتX
Massy اندیشه پاک
اندیشه پاک
مثل سنگینی یک نگاه مبهم بر جان،دنیا را به رنگ چشمانت مبین دختر سیاه چشم
سه شنبه 1387/11/29
انكار
از تمام رمز و رازهاي عشق

جز همين سه حرف

جز همين سه حرف ساده ميان تهي

چيز ديگري سرم نمي شود

                  ولي...

راستي

دلم

كه مي شود!

قيصر امين پور



+ نوشته Massy
یکشنبه 1387/11/27
عجيب
بهانه زياده

وقت كم

تمركز كم

حرف دل زياد

حس اينجا نوشتتن كم


+ نوشته Massy
چهارشنبه 1387/11/09
مداخله در بحران

تو به فقر مي خندي،پشت تلخي پنهان سرد روزگاري كه يادآور قدمهاييست كه با پاي برهنه در كوچه هاي خلوت تقدير طي كردي،وقتي خاطره باران رنج هايت را به يادت مي آورد ،وقتي سرما روحت را به تسخير لحظه هاي تام تنهايي مي برد!آ»گاه تو مي خندي؟؟؟

مي خندي به سرنوشت و شومي بختي كه تا كنون همراهي ات كرده،مي خندي؟به سال هاي عمرت كه همه در اضطراب يك لقمه ي نان،يك ليوان آب و عطش شنيدن كلمه اي محبت آميز از عشق سر شد....تو مي خندي!!!به تمام كتك هاي نا جوانمردانه اي كه اندامت را به درد آورد؟مي خندي،به تشويش فرا رسيدن لحظه مرگ از پس بيماري هاي لا علاج...

لابد به خدا هم مي خندي كه قسمتت از زندگي جوراب هاي بي قواره ي خاله ات بود،به شوربختي كه مادرت را بيمار كرد و پدري كه مادرت را معتاد كرد...

آينده خبر از احساس حقارتي مي دهد كه تو زاده نامشروع پيوند شبانگاه گرد و بوسه بودي،مولود حقيقت يك شب تاريك كه نطفه ات را تا ابديت عمر بشر در شكم مادر،در آغوش فقر و دامان شكنجه گر وسوسه هاي خودخواهانه آدميزاد و با كلماتي مملو از بوي تعفن و بيماري پرورش داد تا آنگونه رقم خورد كه سرنوشت خواهد....   .


اين متن مال خيلي وقت پيش روزي كه مژگان خواهرزادشو با خودش آورده بود آموزشگاه،مادر سيامك هپاتيت داره،برادر ديگه ي م‍ژگان ايدز...،حدود 22 ساله كه م‍ژگان داره تو خونه اي زندگي مي كنه كه جز شرايط بحراي محسوب مي شه،حتي تو تا از برادراش فوت شدند،يكي بر اثر ايدز،يكي خودكشي،ظاهرا فرد سالم زندگي پدرش بوده كه اون هم سال ها پيش مرده،مادر م‍ژگان مدتي معتاد بوده،برادر ديگه اي كه داره و اعتياد نداره،اهل مشروب و ...،اهل كتك زدن و اداي غيرتي ها رو در آوردن و با اين همه كمي منطقي... .

خلاصه اينكه وقتي با آقاي شعاعي در موردش صحبت كردم تو تا راهكار پيشنهاد كرد:شبه خانواده(مربوط به بچه هاي بي سرپرست يا بد سرپرست)يا مراجعه به مداخله در بحران كه بعد از انجام آزمايشات مربوط به عدم بيماري و ...  و بازديد از محل زندگي،اونها رو مي برن به  مراكز تحت نظر خودشون كه از شرايط زندگي حالاشون خيلي بهتره.

+ نوشته Massy