تبليغاتX
Massy اندیشه پاک
اندیشه پاک
مثل سنگینی یک نگاه مبهم بر جان،دنیا را به رنگ چشمانت مبین دختر سیاه چشم
شنبه 1388/03/23
رئیس جمهور شما
اولین بار است که دلم شور این را میزند

می دانی هیچ خوشم نمی آید رئیس جمهوری برای مملکتم تصمیم بگیرد که من انتخاب نکردم

رئیس جمهوری که حس می کنم الارقم حق طبیعی خودش برای دفاع از عملکرد یا برنامه های آینده اش،سابق بر این سواستفاده های فراوان نمود از سادگی ملت

با آن شجاعت نمایی های تو خالی

با آن رک گویی های بی اساس

با آن آمار مسخره اش

اصلا هیچ خوشم از خیلی طرز برخوردها و روابط اجتماعی اش نمی آید

هیچ خوشم از قیافه حق به جانب گرفتنش نمی آید

خوشم از شیوه ی پاسخ های بی سر و تهش نمی آید

خوشم از بی عدالتی اش در پذیرش آرا وقتی می دانست،کسانی هستند که پشت درها مانده اند و رای نداده اند نمی آید

آقا جان من،زور کم بالای سرمان بوده و هست این یکی را هم باید تحمل کنی


راستییی فرشته جان ممنون از تبریک مجددت توی کامنتهای عکسم با علی،فقط قربانت بروم تو که از سطح سواد من در برخورد با کلمات عجیب و غریب خبر داری(دوزندگی)،این کلمه "جدا" در جمله- مبارکت باشه جدا- را هی می خواندیم جُدا هی ربطی نداشت(به سبک پول آب را باید بدهیم--پول برق را جدا)،آخر فهمیدیم باید بخوانیم جداً
+ نوشته Massy
پنجشنبه 1388/03/21
انتخاب

ترنم یک خاطره در ذهن

تداعی یک رویا

می ماند این یک پرسش

همین بود انتخاب،چرا؟*



*هرگونه ارتباط این متن با انتخابات ریاست جمهوری تکذیب می گردد:-)


+ نوشته Massy
شنبه 1388/03/09
دلبر رك رك
شاخه ها را وقتي كه آلوها رويشان سنگيني مي كنند بايد تكيه گاهي زد تا شاخه را نشكند

پرستو و گاو وگوساله و مرغ و خروس مي توانند زندگي مسالمت آميزي در يك طويله نسبتا بزرگ با هم داشته باشند

ساقه هاي گندم قوي را باد راحت نخواهد شكست

دو سال طول مي كشد تا يك گوساله بزرگ شود و خودش بتواند مادر باشد

گاو دايي نصرت علي را نبايد كمتر از سه ميليون تومان فروخت،اين را دكتر دامپزشكي گفته كه چند روز پيش گوساله همين گاو را به دنيا آورده

تازه ديروز خودم يك كيسه باقاله چيدم البته با كمك زهرا


*دلبر رك رك(عنوان پست):نام روستايي در بخش ويسيان خرم آباد

راستي اينم وبلاگ آقاي ماست:روياي بنفش

+ نوشته Massy
چهارشنبه 1388/03/06
مي گذره...
اين روزها  خيلي سعي مي كنم خودمو با شرايط وفق بدم

كمي بي خيالي كمي بي تفاوتي،مي دوني هر چقدر ذهنتو كمتر مشغول مي كني و درگير، انگار كه هيچ اتفاقي نيفتاده

هر وقتم حس مي كنم دارم كم مي يارم خيلي راحت و بي رو دروايسي به خدا يا بنده هاش مي گم،كمي وقت مي خوام،فعلا  بايد بهم فرصت بديد.اگرم نديد....

از وقتي خيلي واقعيت ها رو فهميدم كمي بي انگيزه شدم نسبت به هدفايي كه قبلا داشتم

نمي دونم شايدم شهر ما يه جوريه آدم خوابش مي بره

+ نوشته Massy