هیچ چیز به اندازه طبیعت روحم را آرام نمی کند و این را بارها امتحان کرده ام.هر چقدر هم که برایت همه چیز تکراری با شد و کسل کننده،این یکی روحت را آرام می بخشد.
دلم یک گلدان فانتزی می خواست امروز،تا گلی قرمز،صورتی یا بنفش در آن بکارم و شاید هر رنگی جز زرد.
راستی آدم ها را چه می شود که گاهی طوری برخورد می کنند که انگار نه انگار همدیگر را می شناسند؟
این می شود که یا بی حوصله اند یا بی عقل یا پر توقع
.
این روزها هر روز صبح می رویم ورزش.... .