كمي بي خيالي كمي بي تفاوتي،مي دوني هر چقدر ذهنتو كمتر مشغول مي كني و درگير، انگار كه هيچ اتفاقي نيفتاده
هر وقتم حس مي كنم دارم كم مي يارم خيلي راحت و بي رو دروايسي به خدا يا بنده هاش مي گم،كمي وقت مي خوام،فعلا بايد بهم فرصت بديد.اگرم نديد....
از وقتي خيلي واقعيت ها رو فهميدم كمي بي انگيزه شدم نسبت به هدفايي كه قبلا داشتم
نمي دونم شايدم شهر ما يه جوريه آدم خوابش مي بره